بهت فکرمیکنم ...

دارم بهت فکر میکنم چند روزه ایا با تو بودن برای من بهتر بود یا الان و شرایط حال ؟

دارم بهت فکر میکنم و میبینم تو خیلی چیزا میتونستی برای من داشته باشی ..... شاید جای خیلی چیزا رو برام پر می کردی شاید چون خیلی مهربون هستی شاید چون خوب بودی (ایا بودی) .....

دارم بهت فکر می کنم که اگر بودی شاید (یادت باشه شاید)  خیلی چیزا حل میشد هم از طرف تو هم از طرف من ....

دارم بهت فکر میکنم ایا تو الان خوشبختی تو هم به من فکر میکنی که من برات بهتر بودم یا شرایط حال .....

دارم بهت فکر میکنم و گریه میکنم نه اشتباه نکن برای تو نه برای خیلی از خاطرات خوبمون  که کلی از سالهای عمرمون رو گرفتن  شاید چون اون سالها گذشته و شیرینیشون تلخ شدن ....

دارم بهت فکر میکنم ببینم من تصمیمم درست بود یا تو ؟

دارم بهت فکر می کنم مثل همون موقه ها اما با یه تفوت اون موقع تا بهت فکر می کردم تو بهم زنگ میزد و شارژ باطر تلفن می پوکید ....

دارم بهت فکر می کنم این که الان تو زندگمه وقتی بهم میگه تو خونه رو بهشت میکنی .... من براش خوبودم یا اون برای من خوبه ؟

دارم بهت فکر میکنم و اشکامو پاک میکنم ... میدونمکه اینجا رو نمی خونی ... میدونم شاید دیگه هیچوقت حتی صدات رو نشنوم اما براش خوب باش و امیدوارم برات خوب باشه ....

دارم بهت فکر میکنم که حال تو خوبه یا حال من ؟.....

( اما حال من اصلا خوب نیست )

/ 3 نظر / 13 بازدید
کیا

سلام[ناراحت][ناراحت]

آترین

دستشو میگیری نگرانت میشم دستتو میگیره دور میشه میره تورو از دست دادن تلخه نفس گیره دستام یخ کردن تو سرم آتیشه وقتی ازهم دورین نگرانت میشه هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشم موهاتو باد برده عطرش جامونده پیشم حال و روزم خوب وخوش نیست بی تو نا آرومم به یادت که میفتم نگرانت میشم نگرانت میشم نازکی رنجوری توی ظاهر اما یاغی و مغروری چشمات میخندن توی قاب چوبی نگرانت هستم روبه راهی خوبی… هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشم موهاتو باد برده عطرش جامونده پیشم حال و روزم خوب وخوش نیست بی تو نا آرومم به یادت که میفتم نگرانت میشم بگو ای بار به دلش پا بندی توی عکس تازت بازم میخندی اون که پیشش هستی عشقم حالیشه؟ اگه باز عاشق شی نگرانت میشه… هزار ساله که رفتی…