امسال خیلی دلم میخواست پر کار باشم هدفهام زیاد بود .... ارزوی یه سال خوب داشتم ....

اما خوببهش که فکر میکنم ای سال بدی هم نبود اما اونقدر پر کار بود که خیلی کم تونستم بنویسم خیلی کم تونستم مال خودم باشم .... 

یه سال پر از تنش ...

یه سال پر از حرف ...

یه سال پر از قصه ، قصه های تلخی که از شنیدنشون داغون شدم ...

قصه بچه های بی پول یا بگیم بچه های پر درد که حتی پول یه خوراکی 100 تومنی نداشتن ....

قصه  ادمای پر درد که برای بیماری بچه هاشون یه پاپاسی نداشتن ....

نگید اینا زیاده .... دیدن و دونستن خیلی با هم فرق می کنه اینکه یه دختر بچه بیاد پیشت و بگه خانوم مامانم پول نداره منو ببره ازمایش یه نگاه به صورتش بکنی ببینی رنگ به رو نداره ببینی تا کجا میتونی کمکش کنی دردش رو چطوری ارومکنی....

نه باورم نمیشه من باشم و صبوری کنم  نه من جنبش رو ندارم خدا ... اینو خوب میدونی ... تو شاهد بودی که برای صورتهای سوخته اون دختر بچه های چقدر گریه کردم  چقدر چرا ؟ بهت گفتم .... تو شاهد بودی نه ...

خدا جون امسال خیلی مواظبم بودیا نگی یه وقت ندیدمت امسال خوب حست کردم امسال گرمای  دستات رو وقتی پشت در ای سی یو بودم خیلی خوب حس کردم همون موقع که بغلم کرده بودی و اشکام رو پاک میکردی ... همونموقع که مامانم تو اتاق عمل بود ... همون موقع که سر تراشیده شدش رو دیدم ... یادته همون زمان که اونکیسه خون از سرش اویزون بود... اونموقع که اصرار بهش کردم که بریم دکتر ...

میدونی خدا سر نذری من  خورد زمین تا اخر عمر خودم رو سرزنش میکنم .... اخه نذری من برای سلامتی دو تا کوچولوهامون وخونوادم بود ... 

خدایا  گرمای دستت رو وقتی حس کردم که افتاد زمین و تو بادستات نگهش داشتی شاید اگر دستای مهربونت نبود مامانم همون روز....... 

خدایا ممنونم خیلی ممنون بهم توفیق بده بیشتر به فرشته هات خدمت کنم ... با وجود شنیدن خیلی حرفها کمکم کن تا بتونم این فرشتهات رو همراهی کنم خدایا خیلی حرف هست که نمی تونم به زبون بیارم هیچ کلمه ای براش پیدا نمیکنم ... اما تو میدونی ....

برامون بهترینها رو مقدر کن ... برای دوستای خوبم ....

برای کاتب عزیزم ....

برای دل ساچلی عزیزم و فرشته کوچولوش ....

برای صحرای خوبم ...

برای افسانه عزیزم و تفنگدار کوچولوش......

برای  شقایق عزی

/ 5 نظر / 3 بازدید
کاتب

سلام عزیزه دلم خوبی مهربونم؟ خیلی خیلی دوست دارم بابت دعاهای قشنگ ممنونم :* از ته دلممممممم... واسه خودت و تک تک عزیزانت.. سلامتی و عمر با عزت آرزو میکنم آرزو میکنم هیچ وقت دلت از بدی های زمونه نگیره آرزو میکنم همیشه چرخ روزگار وفق مرادت بچرخه و تو همش راضی به رضای خدا باشی و رضای خدا در جهت شادی ِ تو خیلی دوست دارم میبوسمت:*

پرتابه

سلام عزیز نوروزت مبارک ... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم

کاتب

امروز چطوری عزیزه دلم:* ایامت بکامت[بغل]

Afsaneh

برامون بهترینها رو مقدر کن ...