دیروز تو مدرسه جشن شکوفه ها بود .... خدا میدونه با هر بار شروع سرود اغاز ماه مهر من چقدر بغض کردم ....

بچه های کلاس اولی تا اومدن توی مدرسه و منو دیدن همشون ریز ریز میخنددن  میدونم که خوب یادشونه تو سنجش چشماشون رو کی سنجیده 

دخترکم امروز رفته جشن واره کودک تو پارک ارم و من تنها موندم و دارم تند تند کارهامو میکنم  تا  اول مهر چیزی نمونده ....

اخرین دسته مهمونا رفتن و نشون به اون نشون که من هنوز دارم به کارهای خونه میرسم ....

امسال وقت خیلی کم میارن ؟؟؟؟؟؟؟؟

برای تمام دستانم بخصوص کاتب عزیزم خیلی خوشحالم که قبول شدن وارزوی موفقیت میکنم ...

/ 1 نظر / 5 بازدید
کاتب

ممنونم عزیزه دلمــــــــــــــ[بغل]