خوب این پست قرار بوده تولدانه باشه و دیروز هم نوشته شد و ارسال و تو حین ارسال گویا پرشین حالگیری کرده و محتواش رو قورت داده و کلی جملهای قشنگ نوشته بودم و همش پرررررررررر......

دیروز خونه خاله جان (خاله بزرگم دیگه ... مگه نگفتم آخه من  با خاله بزرگ و خاله کوچیکم تاریخ تولدمون یکسانه ) بله فکر کردین چی برا اینکه همه یادشون باشه و ایضا یجا کادو بدن تو زحمت نیفتن ....

خوب میگتم دیروز خونه خاله بزرگه سفره بود وهمه دور همجمع بودیم که یهو نوه خالم با یه کیک  خوشگل از راه رسید و سه تا کادوی خوشگل تر از کیک ....

روز خوبی بود و سوپرایز خیلی بهتری..... امروز هم که تو خونه اعضای خونه حسابی از خجالت در اومدن و بهترین چیزهایی که لازم داشتم رو برام کادو اوردن و کلی  سوپرایز شدم ....

اعضای مهربون خونمون .... باباقلب مامانقلب اجی قلبدخمرای گلقلب و برادر خوبم قلب.... و در اخر همسر مهربونمقلب ..... از همتون ممنونم اینکه یه روز خوب برام ساختید بهتون افتخار میکنم که دارمتون و از خدامیخوام تو خونه کوچیکمون همیشه یه سفره بزرگ باشه به پهنای اسمون و محتوای سفرمون همیشه نده و شادی و سلامتی باشه .....

خدایا هر سال دعا و ارزوهای زیادی میکنم امسال به چنتا از سخت ترینهاش رسیدم و شاکرت هستم ...  خدایا هر چی به صلاحمونه تو سرنوشتمون قرار بده که می دونم تو همیشه بهترینها رو میخوای برامون ...

/ 3 نظر / 14 بازدید
نوشا

سلاااام تولدتون مبارک .... من سال 64 به دنیا اومدم [نیشخند]

کاتب

سلام عزیزه دلم.. خوبی؟؟؟؟؟؟؟ ای جانم چقد تحول هم تو نوع نوشتها هم قالب ای جون.. تولدت مبارک.. بهترین ها رو برات آرزو میکنم .. با تشمر از خونواده محترمت که بهترین روز رو برات ساختن عزیزه دلم.. خیلی خیلی زیاد دوست دارم.. ایشالله همیشه سلامت و شاد باشی سایه ات بالا سر دخترای نازت.. میبوسمت عزیزمم[بغل]