کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافت ....

انوقت میگفتم که یقه را انقدر تنگ بافته ای که  هر لحظه بغضهایم بیشتر خفه ام میکند...

/ 1 نظر / 8 بازدید
امیر

اجازه خدا میشه من ورقمو بدم میدونم وقت امتحان تموم نشده اما من دیگه خسته شدم؟؟؟