اینروزا .......... اخ از اینروزا که اینقدر گنگ و مبهمم ....

از کی بوده که اینطوری بودم ؟

از کی بوده که خودمو دوست نداشتم .....

از کی بوده که خواستم کرباشم و لال....

هی به خودم میگم نبین کور باش.....

نشنو کر باش ....

یادم نمیاد از کی بوده / اما چرا هیچوقت هم نتونستم یاد بگیرم ؟

کی بود که اعتماد به نفسمو گرفت ؟

کی ود نخواست زبون داشته باشم ؟

انگشت اتهام به طرف کی بگیرم ؟

چرا داره از تک تک ادمای اطرافم بدم میاد؟

چرا دارم راحت میزارمشون کنار ؟

چرا اینقدر تلخ شدن ادما ؟

اینقدر خودخواه شدن ....

آخ کوچولوی درونم تو هنوز میترس هنوزم با ترس نشستی یه گوشه و نگام میکنی؟

خدایا من دلم برای خودم تنگ شده بگو چی کار کنم یه نشونه یه پیغام ؟چرا دیگه طرفم نیستی ؟

به خودت قسم دوست دارم اما ... کنارم باش ....

دلم اینروزای تابستونی ابری بهاریست و در حسرت سرمای زیبای زمستون.....

/ 4 نظر / 16 بازدید
عسل

چقدر وقتی میرم و یکی رو میخونم که مثل روزهای تلخ من غم داره دلم میگیره [ناراحت] کاش هر چه زودتر شادی بیاد سراغت...

نهال

:((((((( .................................

اغواگر

عجب! چه تفاهمی با هم داریم بانو....

آزی

مرسی که اومدی پیشم...[قلب]