تا بخواد این صفحه باز بشه ادم پشیمون میشه از نوشتن ....

این روزها هوا منو میبره به خیلی از خاطره های خوبم ....

اینروزها علی رغم اینکه روز مادر و باید خوشحال باشم نیستم به خاطر تعدادی که میشناسمشون به خاطر اینکه یا مادرشون کنارشون نیست یا همسرشون ......

اینروزها دیگه داره به جایی میرسه که بزنم به طبل بیعاری ....

خدایا رسمه دست رو هر کاری بزارم بقیه هم از نون خوردن بندازم .....

دیگه داره طاقتم طاق میشه از روزی که خواهر  شوهر بزرگه گفت اینکه کار نمیکنه درس خوندنش برای چیه  و من عین بز نگاهش کردم و لبخند زدم کودکم بامن قهر کرده دائم داره سرکوفت بهم میزنه .....

خدایا خودت کمک کن ....

امسال قولی نداشتم که به خودم بدم چون ارزوم فقط کار بود که اونم نیست نکه نباشه از این کارای کاذب که ه روز هست و یه روز نیست .....

تازه غرغرو تر از قبل هم شدم خوبه که شماها هم نمیاد خزعبلات منو بخونید ....

نهال جان منتظر جوابتم ....

خانوم خونه عزیز نگرانتم احیانا اگر از  این طرفا رد شدی یه ردی بزار قربونت 

/ 8 نظر / 10 بازدید
نسیم

[ناراحت]بازم روز زن رو با تاخیر تبریک میگم

نوشا

چرا انقدر نارحت و غمگینی دوستم

میثم

خوب بودwww.meisam-m.blogfa.com

کاتب

عزیزم.. ایشاله به هدفت میرسی الان داری درس میخونی؟ یعنی ادامه تحصیل میدی؟ درس خوبه.. ایشاله یه کار عالی هم پیدا میکنی گلم...[ماچ]

نیلوفر

میام می کشمتاااااااا . من که همیشه هستم . آخه چرا این جوری می کنی با خودت بگرد یه همت مضاعف می خواد کار پیدا کردن قبول دارم اما بگرد. پیدا می شه. امیدتو از دست نده. روزتم مبارک

کاتب

الان دقیقن شما کجایی؟ چرا نیستی اخه؟ خوبی عزیزم؟ دلم تنگیده برات

بیدمجنون

الان که من دارم این مطلب رو میخوونم حدود سه ماه از این مطلب گذشته و امیدوارم که دلیل اینکه به اینجا سر نزدین پیدا کردن کار و نداشتن وقت اضافی بوده باشه تا حداقل یه چیزایی رو به خودتون و دیگرانی که شاید دور و برتون باشند ثابت کنید همینکه به خاطر حرف دیگران خیلی شتابزده خودتون رو درگیر کارای به قول خودتون کاذب نمیکنید معلومه که شخصیت ساخته و پرداخته ای دارید چیزی که احتمالا اون خواهر شوهر بزرگه متوجهش نیست

کاتب

سلام خوبی عزیزم؟ بدو یه پست بذار خب دلم واست تنگیده عیدت پساپس مبارک[قلب]