خوبم ایا؟

می دونم حالم خوب نیست ... میدونم فشار روم زیاد بوده ... میدونم خسته ام ..... اما چرا هیچ کس درک نم کنه ... چرا هر کس میخواد انتظارات خودش بر اورده بشه .....

نیومدم غر بزنم شب که میشه خودمو بغل مکنم ... دلداری میدم ...  تعدا پستهای منتشر نشدم داره از منتشر شدها زیاد ت میشه ... همونطور که تعداد حرفای نزده از زده شدها بیشتر.... دائم تو دلم میگم (( هل من ناصر ینسرنی )) ایا کسی هست ....

خدایا من که بهت گفته بودم دیگه جز سامتی هیچی نمیخوام ازت ... دیگه نمی گم چرا ؟ هنوزم نمی گم چونکه بزرگترین موهبتت رو شامل حالم کردی ... همینکه معجزت رو دیدم همین که هنوز همه خونواده کنار همیم ... ازت ممنونم اما خسته ام شدمها حواست به منم هست .....

توی بیمارستان که بودم یه خانوممسنی کنار تخت مامانم بود یه شب تا صبح نخوابید و درد کشید صبح که یه چرت کوچیک زد بیدار شد و گفت خدایا شکرت که یه روز زیبات رو بهم هدیه کردی ..... ایران خانوم هنوز صدات تو سرمه .... هر جا هستید شاکرم که خدا روزهای خوب زندگی رو بهتون هدیه می کنه برای من و خونوادم هم دعا یادتون نره لطفا ...

/ 1 نظر / 2 بازدید
کاتب

عزیزه دلم سلام.. خوبی؟ خدا رو شکر بابت موهبت سلامتی ایشالله همیشه همتون همه جا سلامت و شاداب باشین.. عزیزم.. حرفای نزده رو اگه قاراه اصن نزنی پس اصن بهش فکر هم نکن اینطوری خیلی اذیت میشی گلم... یه جایی دفنشون کن و اصن بهشون فکر نکن ولی اگه قراره بگی.. بگو و آروم شو.. عزیزمی.. نبینم غمتوو.. واسه منم خیلی دعا کن.. عملم 5 شنبه اس[نگران]