یک زن....
از لطف دوستان خیلی خیلی ممنونم اینکه از وقتی این نوشته اومده اینجا(پست قبل)
حدود 500 نفر اومدن و دیدن یکیشون در خواست رمز نکرده !!!!!!!!نکنه فقط برای من پست خصوصی میاد هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو رئیسی آره اینو همه خوب میدونن چون همیشه خودت رو نشون دادی چون همیشه حسود بودی همشه بی زبون بودی همیشه دوست دار که به بقیه با دید بد نگاه کنی....
ای کاش خودت بفهمی ای کاش خودت بدونی که تو فقط یه رئیسی .....
ای کاش اینهمه خودخواه نبودی اونوقت میشدی یه دوست خوب ... نه اصلا دیگه ازت خوشم نمیاد ....
چون کینه ازت به دل گرتم چون فکر میکردم چی بودی اما تو واقعا چی بودی!!
زودتر به خودت بیا به حرمت همون خونه خدایی که رفتی ....
کاری نکن که دیگرون برات دل بسوزونن ....
سهم من از زندگی چیه ؟
از این زندگی کوفتی که همش باید نقش بازی کرد و هی حسرت و غصه ....
وقتی که بارون میاد دیگه من عاشق نیستم که بشینم کنار پنجره و شعر بگم ....
دیگه حتی خودمم نیستم ....
نمیزارن که خودم باشم آخه میدونی اگر خودت باشی تو این دوره زمونه میشد آدم بده روزگار.....
هیچوقت نشد زیر بارون با عشق راه برم ... عشقهای زندگیم هیچ کدوم پای راه رفتن نداشتن البته زیادم نبودن .... همش دو سه تا ... همش .....
اما خوب نشد که زیر بارون باهاشون راه برم.... نشد که عاشق باشم و اونا هم بشن چتر
چترزندگیم من بودم ... بازم من بودم .... اره انگار تا تهش ته همین دنیا فقط خودمم ....
یه ماه ننوشتم چون پر بودم از تنفر چون خودم نبوم اما انگار نمیشه باید نوشت حتی اگر عاشق نباشی حتی اگر زیر بارون بدون چتر باشی....
اوففففف بارون ببین همه شدن ع ا ش ق
سلام زمستون بیمعرفت .... خوبی ....
امسال هنوز سیر نشدم ازت ها ..... هنوز دلم میخواد باشی.... برف کم داشتیا .... اما تا دلت بخواد امسال بد رنگی داشتی.....
اما هر چی باشی هر جوری که باشی من هنوز هم میگم که عاشق زمستون سرماشم ... دلم خیلی برات تنگ میشه .....
اما امسال خیلی زود گذشت نه ؟ اما سخت بود ... بیمعرفتی زیاد (!) زیاد داشت ... تنهایی زیاد داشت خستگی زیاد داشت ....
از همون روزای اولش.......
برای من برای خونوادم برای پدرم ... سخت گذشتی بهمون سال 90 برو.....
حرف زیاد دارم اما نمیدونم چرا نمیتونم بنویسم ....
عید که میشه دلم برای خیلیا تنگ میشه برای عمه هام ... برای دوستام ....اما چی کار کنم ... این رسم زندگیه ...
امیدوارم امسال سال خیلی خوبی براتون باشه .....
برای تو صحرای عزیزم ، برای تو مریم خانومی که یکی از اتفاقای خوب امسال بودی، برای صمیم عزیزم برای خانوم خانوما برای بانوی مغازه دارمون که قهر کرده از وبش و دلش زخمی شده، برای نوشین عزیز که امیدوارم زودتر داییش از بستر بیماری بلند شه .... برای همتون ارزوی یه سال خوب، یه سال خوش، همراه با سلامتی رو براتون آرزو دارم .. ....
من انرژیهای مثبت شما دوستای مجازیم رو باور دارم .....
سلام ....بعد مدتها توی نوشته هام نوشتم سلام .....
اینروزا خیلی دنیا عوض شده آدما عوض شدن زندگی ها عوض شده .... اما یه چیزی هیچ وقت عوض نمی شه اونم ذات آدماست .....
مدتهاست خودمو پشت این نوشته ها نقل قولها قصه ها قایم کردم دیگه اون آدم قبل نیستم ولی راستشو بخواین خیلی دلم تنگ شده برای نوشتن حرفام ....
نمیدونم هنوز هم نمیدونم باید با چی شروع میکردم اونقدر که بدی دیدم در این چند وقت اونقدر که خسته شدم در این چند وقت دوستاییی که خیلی بی معرفت بودن رفتن و خوب این بار من پشت سرمم بهشون نگاه نکردم ... آدمایی که الان توی زندگیم هستن و خیلی طرز نگاه من رو عوض کردن از خیلیهاشون دلخورم از خیلی هاشون خسته ام ... چون تحمل ندارن چون رو راست نیستن چون من تمرین کرده بودم بد بین نباشم و ا ونا معادلات ذهنم رو بهم ریختن ...
خدایا تو میتونی برای همه انرژی مثبت بدی چرا دریغش میکنی حکمتش چیه که بنده هات اینقدر بد شدن ....
| Design By : Pichak |
